زندگی نامه ی حضرت علی اکبر

تولد حضرت علی اکبر

حضرت علي اكبر طبق روایات درروزيازدهم شعبان،سال 33 قمری ، 34 قمری ، 36 قمری ، 42 قمری ،43 قمری ، 51 قمری یا 54 قمری درمدينه ی منوره ديده به جهان گشود. همانطوری که مشخص است درسالروزتولد ایشان اختلاف زیادی بین علما ومورخین وجود دارد ، تا جایکه این اختلاف تا 21سال می رسد . درمیان ائمه ی اطهاروفرزندان ایشان اختلاف 21 ساله کمتر مشاهده می شود . تنهااختلاف زیادی که وجود دارد درسالروز ولادت باسعادت بی بی دوعالم حضرت فاطمه زهرا آن هم ده سال است . آن هم اختلاف بین علمای شیعه وعلمای اهل تسنن است . مورخین وعلمای اهل سنت تولد حضرت فاطمه زهرا را پنج سال قبل از بعثت می دانند ولی علما ومورخین شیعه به استناد سوره ی کوثرکه درشأن حضرت فاطمه ی زهرا نازل شد تولد ایشان را پنج سال بعداز بعثت می دانند . اما اختلاف21 ساله درتولد حضرت علی اکبر درمیان مورخین وعلمای شیعه است . وقتی در سالروز تولد ایشان اختلاف وجود دارد به همان میزان در سن ایشان نیز اختلاف است بنابراین در روز عاشورا آن بزرگوار7 سال ، 10 سال ، 18 سال ، 19 سال ، 25 سال 27 سال ویا 28 سال سن داشتند . درپایان به این اختلافات پاسخ قطعی خواهیم داد . زمانی که حضرت علی اکبر متولد شد نوزاد را در پارچه ی سفید پیچیدند نزد پدر بزرگوارش آوردند ،امام حسین در گوش راست او اذان و گوش چپش راباترنم اقامه آشنا ساخت تا از آغاز با نغمه ی توحید، نبوت، امامت وولایت آشنا شود وبا چنین سرودهایی راه روشن رستگاری را از عمق‏جان بیابد. دیری نپایید که در هفتمین روز تولد وی، بنا به سنت‏پسندیده دینی، سرش را تراشیدند و هم وزن موهای زیبایش،به‏نیازمندان نقره صدقه دادند . از جمله آداب و سنتهای نوزاد که در اسلام جزو مستحبات محسوب می‌گردد، این است که پس از نامگذاری برایش کنیه تعیین می‌کنند و امام حسین در اجرای این سنت حسنه کنیه "ابوالحسن" را که کنیه پدرش می‌باشد، برای فرزندش برگزید . ولقب ایشان را اکبر گذاشت زیرا وی بزرگترین فرزند سیدالشهداء می باشد . نسب حضرت علی اکبر پدربزرگوارایشان حضرت اباعبد الله الحسین از طایفه خوش نام وشریف بنی هاشم بود . وبه بزرگانی چون نبی مکرم اسلام حضرت محمدمصطفی ( ص ) ، حضرت فاطمه ی زهرا امیرالمؤمنین حضرت علی بنابی طالب ، امام حسن مجتبی ، جعفرطیار وحضرت حمزه نسبت دارد . مادر محترمه اش ام لیلا بنت ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی است . نَسَب مادری ام لیلا مادر گرامی حضرت علی اکبر به بنی امیه می رسد ( ام لیلا بنت میمونه بنت ابوسفیان بن حرب بن امیه ) آنچه خیلی مهم وقابل ذکراست اینکه ام لیلا مادر گرامی ایشان در کربلا حضور نداشت . با این وجود ما مراثی ، مداحی وزبان حال زیادی ازام لیلا با علی اکبر داریم این مطالب از کجا وارد کتب های مداحی ومراثی شدند معلوم نیست شاید به قول استاد شهید مرتضی مطهری تحریفاتی باشد که به واقعه ی عاشورا نسبت داده شد . با توجه به اینکه امام حسین تمام اهل وعیال وحتی طفل شیرخوار را در کربلا به همراه داشت چرا ام لیلا مادر آنجناب را به همراه نداشت . ؟ علت عدم حضور وی در کربلا را تاریخ چیزی بازگو نکرد شاید دلیلش این باشد که وی به بنی امیه انتساب پیدا می کرد واگردرکربلا می بود عمال بنی امیه نسبت به وی با عطوفت تر ومهربان تربرخورد می کردند . واین برخورد دوگانه مایه ی رنجش دیگرهمسران امام می شد که در کربلا حضور داشتند . حضرت علی اکبر شاخه‏اى از شجره ی نبوت ، شاخسار ولايت ، وارث همه مآثر طيبه و اوصاف شريفه است که درمکتب جدش امام علی بن ابی طالب ، در محضرعموی گرامی یش کریم اهلبیت امام حسن مجتبی ودر دامن پر مهرومحبت پدر بزرگوارش امام حسین در مدینه ی منوره وکوفه تربیت ورشد وکمال یافت . امام حسین در تعلیم وتربیت ، آموزش قرآن ومعارف اسلامی ، اطلاعات سیاسی واجتماعی از هیچ کوششی دریغ نکرد تا اینکه از وی یک انسان کامل ونمونه ساخت وشگفتی همگان ، از جمله دشمنان شان را برانگیخت . ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد : روزی معاویة بن ابوسفیان به اطرافیان وهم نشینان خود گفت : به نظر شما سزاوارترین وشایسته ترین فرد به امر خلافت کیست ؟ اطرافیان ِچاپلوس و خود فروخته گفتند : جزتو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم ! معاویه گفت : این چنین نیست . بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت ، علی بن الحسین است که جدش رسول خدا حضرت محمد مصطفی ( ص ) است ودروی شجاعت ودلیری بنی هاشم ، سخاوت بنی امیه وفخر وفخامت ثقیف تبلور یافته است . نقل است روزی علی اکبر به نزد والی مدینه خالد بن عتبة بن ابوسفیان رفت واز طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او می برد ، در آخر والی مدینه از او سؤال کرد نام توچیست ؟ فرمود : علی ، خالد عصبانی شد ، چند بار گفت : علی ، علی ، علی ، « ما یُریدُ اَبُک » پدرت چه می خواهد نام تمام فرزندان را علی می گذارد ، این پیغام را علی اکبر نزد اباعبدالله الحسین برد ، ایشان فرمودند : اگر خداوند دهها فرزند پسر به من عنایت کند نام همه ی آنها را علی می گذارم . فرزندان پسر امام حسین 1 ــ حضرت علی ( علی اکبر) 2 ـــ امام سجاد زین العابدین (علی اوسط) 3 ــ عبدالله ( علی اصغر) درباره ی شخصیت حضرت علی اکبر گفته شد ، وی جوانی خوش چهره ، زیبا ، خوش بیان و دلیر بود واز جهت سیرت وخلق وخوی وصباحت رخسار ، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی ( ص ) بود وشجاعت ودلاوری را از جد بزرگوارش علی بن ابی طالب به ارث برده وجامع کمالات ، محامد ، محاسن ، عابد ، زاهد ، اطعام مساکین واکرام وافدین بود . که در مدحش گفته شد . لـَم تــَرَ عَـین ٌ نـَظـَـرَت مِثلــَهُ مِن مُحتــَفٍ یَمـَـشـی وَ لا نا عِل ٍ درباره ی زندگی آن بزرگوار از زمان تولد تا واقعه ی عاشورا اطلاع چندانی در دست نیست ولی از زمان حرکت آقا اباعبد الله الحسین در روز بیست وهفتم رجب سال 60 از مدینه ی منوره به سمت مکه ی معظمه ، واز مکه تا واقعه ی عاشورا ، مانند پروانه گرد وجود نازنین حضرت سیدالشهدا می چرخید وهمواره در رکاب پدر بزگوارشان بود . در مسیر کربلا درمسیرحرکت به سمت کربلا حضرت اباعبد الله الحسین چند بار فرمودند : «اِنـّا للهِ وَ اِ نـّا اِلیهِ راجعُون وَالحَمدُ لله ِ رَبِ العا لَـَمینَ» حضرت علی اکبر که درکنار پدر حرکت می کردند روکرد به آن حضرت وگفت : یا ابَتا ة لـَم اَستـَرجعت؟ چه موضوعی رخ داده حمد خدا کنی و استرجاع به زبان راندی ؟ امام فرمودند : ای فرزند عزیزم مرا خواب برد درعالم خواب صدای هاتفی به گوشم رسید که گفت :« القوم یسیرون والموت تسیربهم » این قوم همی روند ومرگ به سوی ایشان همی رود ، دانستم که خبر مرگ ما را می دهد ، ؟حضرت علی اکبر عرضه داشت ای پدر بزرگوار خداوند روز بد نصیب شما نفرماید ، همواره ازگزند روزگار در امان باشی ، مگر ما بر حق نیستیم ؟ امام فرمودند سوگند به کسی که بازگشت همگان به سوی اوست ما برحقیم . آن دست پرورده بوستان حسینی ، آن یادگار نبوی و آن آیینه ی تمام نمای علی عمرانی معروض داشت بعد از اینکه ما برحقیم چه بیمی از مرگ داریم امام حسسین از این سخن شایسته فرزند عزیزش بسیار خشنود شد ودر حق او دعا کرد وفرمود : خداوند به تو بهترین پاداش را عنایت فرماید . آوردن آب توسط حضرت علی اکبر برای حرم در روز سوم محرم عمربن سعد ( لعنة الله ) با سپاه چهارهزار نفری وارد صحرای کربلا شد و در روزهفتم محرم ، عمرو بن حجاج را با سپاه پانصد نفری موکل شریعه فرات کرد تا آب را به روی امام ویارانش ببندد . در شب هشتم محرم حضرت علی اکبر با چند تن از سپاهیان به شریعه فرات زدند وبرای حرم آب آوردند . شجاعت حضرت علی اکبر در آن شب خوف ناک ستودنی بود .فراتی که پانصد نفر ازآن محافظت می کردند نتوانستند دربرابراین شیر بیشه ی بنی هاشم ایستادگی کنند ، همگی پا به هزیمت نهادند . این خبر به عمر رسید سپس ابن سعد چهارهزارنفردیگر به محافظان فرات اضافه کرد . تا اینکه از روزهشتم به بعد هیچ گونه آبی به حرم نرسید . ( در بعضی از کتب های تاریخی از جمله تاریخ طبری آمده است که قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس با تعدادی از یاران به شریعه فرات زدند وبرای حرم آب آوردند ) . اولین شهید بنی هاشم درروز عاشورا اصحاب آقا اباعبد الله الحسین تا زنده بودند اجازه ندادند کسی از اهلبیت به میدان کار زار روانه شود وقتی تمامی یاران آن حضرت به شهادت رسیدند اولین کسی که ازاهلبیت عازم میدان شد حضرت علی اکبر بود . در زیارت شهدای معروف آمده است : « السَّلامُ عليكَ يا اوّل قـَتيلٍ مِن نَسل ِ خَيْرِ سَليلٍ ، مِن سُلالـَةِ اِبراهِیمَ الخَلیل ِ صَلَّی اللهُ عَلـَیکَ وَ عَلی أَبیکَ » ( سلام برتو ای اولین کشته از نسل بهترین فرزند از سلاله ی ابراهیم ، درود خدا بر تو وبر پدرت باد ) حضرت علی اکبر برای اذن میدان نزد پدر بزرگوارش رفتند . واجازه میدان خواست . امام نگاهی به سروبالای فرزند رشیدش انداخت وبیدرنگ اجازه ی میدان دادند.حتی با دست خود لباس جنگ به قامت علی اکبر پوشانید. کلاه‌ فولادی بر سر او گذاشت و کمربند چرمی که از علی المرتضی به یادگار داشت، بر کمر وی بست و او را روانه میدان کرد . چون على اكبر (عليه السلام) خواست روانه ميدان كارزار بشود، جدائى و فراقش بر زنان و بانوان حرم، بسيار دشوار و ناگوار بود،اهلبیت دور او جمع شده ، دامنش را گرفتند ومانع رفتن وی به میدان شدند . بانوان کیسو پریشان حلقه بر پایش زدند طالب اوج شهـادت را به پـا زنجـیـر بـود این زمان آمد حسین ودست اکبر راگرفت سوی میدان برد چون وقت شهادت دیر بود اباعبد الله الحسین هنگامی که علی اکبر را روانه میدان کرد ،سربه آسمان بلند كرد وفرمود:« ا َلـّلهُمَّ اشهَدُ ، فـَقـَـد بَرَزَإلـَیهـِم غـُلامٌ ، اَشبَهُ النّاس ِ خَلقاً و خُلقاً و مَنطِقاً بـِرَسُولـِکَ ( ص ) وَ کُـنـّا إذ َا اشتـَقنـَا إلی نَبـِیـّکَ نَظـَر نا إلـَیهِ »( پروردگارا، شاهد باش که جوانی را برای جنگ با کفار به میدان فرستادم که از نظرجمال ، کمال ، خلق وخوی و سخن گفتن شبیه ترین مردم به رسول توبود ، وما هروقت که مشتاق دیدار پیامبرت می شدیم به صورت او نظرمی کردیم ) . و سپس فرمود : اللهم فامنعهم بركات الارض، و فرقهم تفريقاً و مزقهم و اجعلهم طرايق قدداً و لا ترض الولاه عنهم أبداً، فانهم دعونا لينصرونا ثم عدوا علينا يقاتلونا. خداوندا! اين مردم را از بركات و نعمتهاى زمين، محروم بفرما، و به تفرقه و اختلاف مبتلايشان بگردان! صلح و سازش را ميانشان بردار! آنان را بر يك طريقه و روش قرار مده! حكام و فرمانروايانشان را هرگز از آنان راضى و خشنود مفرما! زيرا آنان به وعده نصرت و يارى، ما را دعوت كردند، و سپس به جنگ ما برخاستند. آنگاه بر ابن سعد ملعون بانک زد چه می خواهی از ما ، خداوند قطع کند رَحِم تورا ومبارک نفرماید بر تو امر تورا ومسلط کند بر توبعد از من کسی را که تورا در فراش بکشد برای آنکه قطع کردی رَحِم مرا وقرابت مرا با رسول خدا ( ص ) مراعات نکردی ، پس به صوت بلند این آیه ی مبارکه را تلاوت فرمودند : « اِنَّ اللهَ اصـَطفی آدَم وَ نُوحا ً وَ آلَ اِبراهیم َ وَ آلَ عِمرانَ عَلی العالمیَنَ ذُر ِ یّـَة بَعضُها مِن بَعض ِ وَ اللهُ سَمیعٌ عَلیم ٌ» ( ال عمران آیات 33 و 34 )خداوند آدم و نوح و فرزندان ابراهيم و فرزندان عمران را بر جهانيان برگزيد در حالى كه نسلهايى از يكديگرند و خداوند شنوا و داناست . آن حضرت بر اسب لاحق ( بعضی گفتند عقاب ) سوار شد . چون شیر غضب ناک وخورشید تابان ازافق میدان طالع گردید وعرصه ی نبرد را به شعشعه ی طلعتش که از جمال دلربای حضرت ختم المرسلین سیدالکونین حضرت محمد مصطفی ( ص ) خبر میداد منور کرد . در سپاه سراسر کفر عمربن سعد کسانی بودند که از نزدیک چهره ی دلربای پیامبررا دیده بودن بی اختیار فریاد زدند پیامبر اسلام به امداد امام حسین آمده است . سپاه کفر درحال تزلزل بود که عمربن سعد لعین بانک برداشت که این علی بن الحسین بن علی است . در همین حین شخصی از سپاه عمرسعد بانک زد یا علی تو با امیرالمومنین یزید ( علیه لعنه ) نسبت داری ما به تو امان می دهیم بیا در لشکر ما ، حضرت علی اکبر با صدای رسا بانک برداشت و فرمود نسب من به پیامبر اکرم ( ص ) اولی تراست . پدرم دُر دانه ی رسول الله است چرا حرمت نگه نمی دارید ؟ . ذ َ کَروا بـِطَـلعَـتِهِ النـَّبـِیَّ فـَهَلـّـَـلوُا لَمَا بَدا بَین َ الصـّـُفـُـوف ِ وَ کبّـَّـرَ وُا فـَا فتـَنّ َ فیهِ الـنـّا ظِرُون َ فـَاِ صبـَعٌ یُـؤ مـی اِلـَیهِ بـِها وَ عَـین ٌ تـَنـظـُروُا یارب این صوت محمد ( ص ) یا صدای اکبراست روی ماه احمد است این یا لقای اکبراست چون شبیه حضرت طاهاست خلق وخوی او زین جهت مدح پیمبر خود ثنای اکبراست روی احمد را خدا فرمود اگر خـُلق عظیم وصـف این آیینه ی احمد نمای اکبراست بـرتر ازبـیت الحرام است این حریم کربلا چـون گِلش آغشته باخون خدای اکبراست داد قربانی بسی در کربلا ذات حسیـــن(ع) لیک حال او دگــرگون در صدای اکبراست شدصفاومروه اش سعی وتکاپوی حسین(ع) زینبــش لبیک گویان بر نــدای اکبـراست داد جان خود حسین آنگه که اکبر شد جدا گر نفس آید هنـوزش ازصـدای اکبر است ازلب عطشان اکبر خشک شد کام حسین(ع) عقـل حیـران از حـدیث کـربلای اکبــــراست نوریزدان است اگرچه نورچشم فاطمه (س ) تیره چشمان است ولیکن درعزای اکبراست گفـت بعد ازتوعلی جان گردد این دنیا خـراب قـصـّه ی « لولاک » مصداقش فنای اکبراست درحریم قرب حق ساقی علی المرتضی(ع) احمــداندردر کربـلا ساقی بـرای اکبر است شـــد به زیر پای ثارالله جسمش تکه گـــاه عالم هستی « حسان » در زیرپای اکبراست با صوت وصولت محمدی ( ص ) ، قوت وبازوی حیدری ، حُجب وحیای حسنی وشجاعت بی نظیر حسینی وارد میدان کارزارگردید . همانطوری که گفته شد حضرت علی اکبر به سه طایفه معروف عرب پیوند خویشاندی خورده بود. ودرمیدان نبرد که رزمجویان نسب وطایفه ی بزرگ خود را به رخ حریفان می کشانند آن بزرگواردر روز عاشورا به هنگام نبرد با سپاه یزید پلید هیچ اشاره ای با انتسابش به بنی امیه وثقیف نکرد بلکه هاشمی ونسب به اهلبیت ( را افتخار خویش دانست واین چنین رجز خوانی کرد . رجز خوانی حضرت علی اکبر اَنـَا عَلِیّ ُ بـن ُ الحُسَین ِ بن ِ عَلِیً ّ نـَحنُ وَبـَیتِ اللهِ اَو لی بـِا لنـَّبـِیِّ منم علی ، پسر حسین بن علی وسوگند به کعبه که ما اولی به پیامبرهستیم اَضِر بُکُم بِا لسـّیفِ حَتـّی یَنثـَنی ضَـربَ غـُـلام ٍ هاشمِـیّ ٍ عَلـَو ِیٍّ به خدا قسم ! نباید این فرزند فرومایه برما حکومت کند این نیزه را آنچنان برشما فرود می آورم که خم شود وَ لا یـَز الُ الیـَومَ اَحمی عَن اَبی تا للهِ لا یَحکُم ُ فینـَا ابنُ الدَّ عی واین شمشیر را آنچنان برشما می زنم تا در هم بپیچد مانند شمشیرزدن جوان هاشمی علوی باغریو نعره ی الله اکبر از جد بزرگوار خود نبی مکرم اسلام ( ص ) واز جد دیگر خود حضرت علی بن ابی طالب مدد خواست آنچنان حمله نمود ودشمنان را طعمه ی شمشیر آتشبار خود گردانید . به هر طرف که حمله می کرد عدو را مثل برگ خزان بر زمین می ریخت تا آنکه صدای الامان وضجه ی وشیون از عدو برخاست . در یک حمله صدوبیست نفر ازلعینان را به خاک هلاکت افکند . دراینوقت حرارت آفتاب وسنگینی اسلحه او را به تعب آورد از میدان کار زار به سوی پدر شتافت وعرض کرد ای پدر تشنگی مرا هلاک کرد . آیا ممکن است به شربت آبی مرا سقایت فرمایی تا در مقاتله با دشمنان قوتی پیدا کنم ؟ اشک از دیدگاه سیداشهدا جاری شد وفرمود واغـَوثا ای فرزند مقاتله کن زمان قلیلی است که ملاقات کنی جدت حضرت محمد ( ص ) را پس سیراب کند ترا به شربتی که تشنه نشوی هرگز . ودر روایت دیگراست که فرمود ای فرزندم بیاور زبانت را پس زبان علی رادردهان مبارک گذاشت و انگشتر خویش را بدو داد وفرمود که در دهان خود بگذار وبرگرد به میدان . دراین جا این سؤال برای عزیزان پیش می آید با وجود شخصیت نازنینی مثل علی اکبر وبا توجه به اینکه می دانست یک قطره آب درحرم نیست چگونه از پدر توقع آب دارد ؟! باید گفت که : ازلب عطشان اکبر خشک شد کام حسین(ع) عقـل حیـران از حـدیث کـربلای اکبـراست شهادت حضرت علی اکبر این شیر بیشه ی بنی هاشم یک بار دیگر پا به میدان نبرد نهاد ، دست از جان شسته ودل به خداوند تبارک وتعالی بسته واینگونه رجز خواند : اَلحَرب ُ قـَد با نـَت لَها َ الحَـقا یـِقُ وَ ظـَـهَــرَت مِن بَعـدِ ها مَصـادِق وَ اللهِ رَبِّ الـعَـــــرش ِ لا نُـفـارِ قُ جُـمُـو عَـکـُم اَو تــُغــمَـدَ البـَوارِقُ پس خویشتن را در میان کفارافکند واز چپ وراست مردانه جنگید تا اینکه تعداد بیشماری را ازپای در آورد سپاه بیشمار کفر تاب مقاومت در برابراین شیرغران بنی هاشم را نیاوردند وپا به هزیمت نهادند . در دومرحله بیش از 200 تن از لعینان را به خاک هلاکت افکند . در این زمان عمربن سعد لعنت الله علیه بانک برداشت که این نوه ی هماناسدالله الغالب کل الغالبامیرالمؤمنین علی بن ابی طالب است هیچ کدام از شما قدرت میدان وی را ندارد بلکه همگی از چپ وراست بر اویورش برید وبه کمانداران امر نمود ازدور وی را نشانهی هدف تیر قراردهند . باران تیر بر روی این جوان برومند امام حسین باریدن گرفت که ناگهان تیری به گلوی مبارکش اصابت کرد وگلوی نازنینش را پاره کرد . دراین وقت منقذ بن مرة عبدی ( لعنت الله علیه ) فرصتی بدست آورد وشمشیری بر فرق مبارکش زد که فرقش مانند فرق جدش علی بن ابی طالب شکافته شد . حضرت دیگرتاب نشستن روی اسب رانداشت ، دیگر سواران جرأت کردند . به وی نزدیک شدند با شمشیرها به جان این شیر بیشه ی بنی هاشم افتادند ، سپاه کفر وی را محاصره کردند . هرکس از راه می رسید ضربتی بروی می زد تا اینکه بدن مبارکش را ارباً اربا (پاره پاره) کردند حضرت از اسب برزمین افتاد فریادزد .« یا اَبـَتاة هذا جَدی رَسُولُ اللهِ صَلیَ اللهُ عَلیهِ وَ الِهِ قـَدسَقانی بِکـَاسِهِالا َ وفی شَربَة لا اَ ظمَأ بَعدَها اَبَدا ً وَهُوَ یَقـُولُ العَجَلَ العَجَلَ فـَاِنَّ لـَکَ کـَاسا ً مَذ خوُرَة حَتـّی تـَشرِبَهَااسّاعَة » . ( یعنی اینکه جد من رسول خدا ( ص ) حاضر است ومرا از جام خویش به شربتی سقایت فرمود که هرگز پس از آن تشنه نخواهم شد ومی فرماید : ای حسین تعجیل کن در آمدن که جام دیگر از برای تو ذخیره کرده ام تا دراین ساعت بنوشی ) امام حسین باسرعت تمام خود را بالای سر فرزندش رسانید سپاهیان کفر که او را محاصره کرده بودند را با یک حمله ی جانانه متفرق کرد آنگاه صورت به صورت فرزند نهاد وفرمود .« قَتـَلَ اللهُ قـَوما ً قـَتـَلوکَ» خدا بکشد جماعتی را که توراکشتند چه چیز آنها را جری کرد که از خداوند سبحان ورسول خدا نترسیدند وپرده ی حرمت رسول الله را دریدند . سپس فرمود : « وَلـَدی عَلی ،عَلـَی الدُنیا بَعد َکَ العَفا »( فرزندم علی ، بعد از تو اف براین دنیا ) دراین زمان حضرت زینب از خیمه بیرون آمد وفریاد زد : ای فرزند برادرم وخود را بر روی نعش علی اکبر انداخت . امام حسین خواهر را از روی نعش بلند کرد وبه سوی خیمه زنان برد ورو کرد به جوانان بنی هاشم که بیایند وعلی را به خیمه برسانند : جـوانان بنی هاشـم بـیـایـیـد عـلـی را بردر خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم عـلـــی را بر در خیمـه رسانـم علی جان ای چراغ شام تارم فـراغـت بـرده آرام وقــرارم برای هرکه درعالم بهاراست همه بینند صحرا لاله زاراست بهـارعمـرمن از غم خزان شد گـل عمـرم نصـیب کوفیـان شد قبر مطهر حضرت علی اکبر در کربلای معلا پایین پای آقا ابا عبد الله الحسین است وبه همین خاطر قبر آن حضرت به صورت شش گوشه درآمد . و در سلام زیارت عاشورا منظور از « وَ عَلی عَلی بن الحسین ( ع ) »حضرت علی اکبر است . سن شریف حضرت علی اکبر همانطوری که گفته شد درمورد سن شریف آن حضرت به هنگام شهادت ، بین علما و مورخین اختلاف است . برخی می گویند 7 سال ، 10 سال ، 18 سال ، 19 سال ، 25 سال ،27 سالو28 سال ذکر کرده اند اما از اینکه وی از امام زین العابدین بزرگتر یا کوچکتر بود هم اختلاف است. در کوفه وقتی اهلبیت را نزد ابن زیاد لعنت الله بردند . ابن زیاد روبه امام سجاد کرد وگفت : شما چه کسی هستید ؟ ایشان فرمودند من علی بن الحسین ( ع ) هستم ، ابن زیاد ( لعنة الله علیه) گفت : مگرعلی بن الحسین را خدا درکربلا نکشت ؟ امام سجاد فرمودند : « قــَد كانَ لی أخٌیُسَمّیعليّ اكبر قـَـتــَلـَهُ النّاسُ ».من برادری داشتم بزرگتر واونیز علی بود ومردم ظالم او راکشتند . واز این گذشته نام امام سجاد علی اوسط است .بنابراین آنچه که مرحوم عبد الرزاق مقرّم ، ابن ادریس ، ملا هاشم خراسانی ، آیت الله مرعشی نجفی وبسیاری از مورخین نقل کرده اند : که حضرت علی اکبر درهنگام شهادت 25 ، 27 ویا28 سال سن داشتند واز امام سجاد بزرگتربودند به واقعیت نزدیکتر است زیرا امام سجاد درروز عاشورا 23 سال داشتند . دراینجا این سؤال مطرح می شود اگر چنانچه آن بزرگوار از امام سجاد بزرگتر بودند آیا دارای اهل وعیال وفرزند نیز بودند ؟ چون شخصیتی مثل ایشان تارک این سنت حسنه ی عظیمیه نبودند . امام رضا فرمودند : حضرت علی اکبر که در کربلا شهید شده متأهل و ازدواج کرده بود . ( وسائل العرب ، مجمع البحرين: ، مصباح).با توجه به زيارت نامه ی حضرت به نظر می رسد که ايشان نيز دارای اهل و عيال بوده‌اند . زيارت نامه ايشان اينگونه است : صلى الله عليک و على عترتک و اهل بيتک و آبائک و ابنائک. (كامل الزيارات ) ، همچنين سفارش امام صادق به ابو حمزه ثمالى که فرمود : چون به قبر حضرت رسيدی ، «ضع خدک على القبر! و قل: صلى الله عليک يا ابا الحسن!» با توجه به اين فراز، ايشان فرزندى به نام حسن داشته است. هرچند برخى از علماى انساب تصريح کرده‌اند که از آن بزرگوار اولادی نمانده ونسل امام حسین تنها از امام سجاد ادامه پیدا کرده است . همانطوری که اشاره شد در مورد سن شریف آن حضرت به هنگام شهادت ، بین علما ومورخین اختلاف است . که به چند مورد آن اشاره می کنیم . 1 ــ خواجه نصیر الدین طوسی در نقد المحصل 7 ساله می داند 2 ــ نجم الدين جعفر بن محمد بن جعفر بن هبة الله بن نماحليدر مثیرالاحزان 10 ساله می داند 3 ــ محمّد بن ابی طالب 18 ساله می داند 4 ــ ابن شهر آشوب (ره) درمناقب 18 ساله می داند 5 ــ کمال الدین حسین بن علی واعظى كاشفى درروضة الشهداء 18 ساله می داند 6 ــ ‏آيت الله سيد محمد جواد ذهنى تهرانی درمقتل الحسين (ع)از مدينه تا مدينه 18 ساله می داند 5 ــ شيخ مفيد(ره) در « ارشاد »19 ساله می داند 6 ــ علامه طبرسي(ره) در«اعلام الوري» 19 ساله می داند 7 ــ مرحوم ملا هاشم 25ساله می داند . ــــ عزالدین بن اثیردر تاریخ کامل ابن اثیر جلد 5 ، ( ترجمه دکترسیدحسین روحانی ) حضرت علی اکبر را فرزند ارشد امام حسین می داند 8 ــ سیدعبد الرزاق مقرم در مقتل 27 سال میداند 9 ــ تقویم نجومی دکتر اسماعیل مصباح 28 سال میداند نتیجه بحث با توجه به شواهد وقرائن به طور قطع ویقین می توان گفت که حضرت علی اکبر فرزند ارشد سیدالشهداء وبزرگتر از امام سجاد است ودر کربلا در روز عاشورا اولین فرد از بنی هاشم بود که به میدان رفت و به شهادت رسید ، قبر مطهرشدر کربلای معلا پایین پای آقا ابا عبد الله الحسین است. سن مبارک آن حضرت در روز عاشورا 25 ، 27 ویا 28 سال بود . منابع : ـــ منتهی الآ مال جلد یک، شیخ عباس قمی ،ص 618 ، 636 ، 689 تا 694 ، 708 و 856 ـــ لهوف ، سید بن طاووس، ص 99 ،153 ، 154 ، 155و 213 ـــ حماسه ی عاشورا به بیان امام زمان ( عج ) جلال برنجیان، ص 25 و 26 ـــ سخنان حسین بن علی ( ع ) از مدینه تا کربلا ، محمد صادق نجمی،ص 222 الی 229 ـــ حماسه ی حسینی جلد یک ، استاد شهید مرتضی مطهری ، ص 25 و 26 و 60 و 303 و 364 ـــ حماسه ی حسینی جلد دو ، استاد شهید مرتضی مطهری ، ص 59 و 60 ـــ مقتل ، سیدعبدالرزاق مقرم ص 150 الی 154 ـــ روضة الشهداء ، کمال الدین حسین بن علی واعظى كاشفى ص 317 الی 322 ـــ مقتل الحسين (ع)از مدينه تا مدينه‏آيت الله سيد محمد جواد ذهنى تهرانی ص 423 الی 435 ـــ تاریخ طبری جلد 7 ، محمدبن جریر طبری( ص 2999 ، 3001 ، 3006 ، 3021 ، 3022 ، 3052 و3053 ) ـــ مروج الذهب جلد 2 ،علی بن حسین مسعودی ص 65 ــــ طبقات جلد 5 ، ابوعبدالله محمدبن سعدزهری ( ترجمه دکترمحمودمهدوی دامغانی ) ص 102 ـــ تاریخ کامل ابن اثیر جلد 5 ، عزالدین بن اثیر ( ترجمه دکترسیدحسین روحانی ) ص 2224 ، 2225 ، 2251 ، 2261 ـــ ارشاد ، شیخ مفید ص 263 ، 264 ، 280 ، 281 ـــ حسین ( ع ) ویارانش ، دکتر علی قائمی ، ص 38 ـــ فاطمه الگوی زن مبارز ، علی محمدی گرمساری ص 9 ـــ ای اشک ها بریزید ، حبیب اله چایچیان ( حسان ) ص 182 و 183 ـــ تقویم نجومی دکتر اسماعیل مصباح تهیه کننده : اردوان پاشا زانوس هیئت جوانان حضرت علی اکبر( ع ) زانوس آذر 1390